تورو به شهر محل کارت برسونن دست تکون میدی و اونها هم چراغ میزنن
و وقتی سوار یکی از این ماشینها میشی و راننده از اینه جلو مدام تو چشت
نگاه میکنه همون آینه ای که ما بهش میگیم آینه سملی و تو مجبوری تمام وقت
خودتو با گوشیت سرگرم کنی تا چشای اون مرد نخورتت .
و یا الکی تو کیفت دنبال چیزی بگردی و کیفتو محکم تو دستت بگیری تا اون مرد
فکر کنه مثلا تو کیفت یه صلاح خاک برسری هم حمل میکنی برای مواقع
پر حادثه .و از استرس نفست یکی دو تا چهار تا میاد بالا و اون همچنان امار نفسهاتم داره
ترجیح میدی دست از این کار برداری خودتو اروم کنی و بگی خو مگه قراره چه غلطی
بکنه الان .اخرش اینه چندتا سوال میپرسه و یه شماره تقدیم میکنه .
پس در نتیجه خودمو جمع و جور کردم و چشم از گوشی برداشتم .و اولین سوال
شروع شد .
خانم کجای شهر پیاده میشید ؟
خانم کارمندید شما البته ظاهرتون که اینطوری نشون میده ؟
زیر نظر آموزش و پرورش ؟
اخ که پدر مارو تو بانک دراوردن ؟
از حقوقتون راضی هستید ؟
چه خوب محل کارمون تو یه خیابونه !
همیشه همین ساعت حرکت میکنید ؟
مسیر رفت و امدتون همینجاست ؟
......
یاد دوره آموزشی که همین یه ماه پیش اداره برامون گذاشت افتادم
حراست اداره برامون تدارک یه دوره عدم تخلیه اطلاعاتی گذاشته بود
الحمدالله همه پرسنل استفاده بهینه کردن از کلاسها و تا تونستن از این
فرصت طلایی برا خوابیدن بهره بردن .قابل توجه منم جزو همین ها بودم
اما تو خواب و بیداری متوجه شدم نباید تخلیه بشم (از اون جهت نه این جهت )
سیب و انار در دست من است ...
ما را در سایت سیب و انار در دست من است دنبال میکنید
برچسب: یه صبح دیگه,یه صبحانه خوشمزه,یه صبح بخیر عاشقانه,یه صبح بخیر زیبا,یه صبح بخیر قشنگ,یه صبحانه کامل,یه صبحانه توپ,یه صبحانه عالی,يه صبحانه خوشمزه,يه صبح ديگه سيروان, نویسنده: بازدید: 14